برهان عشق
وقتے دو قلــ♥ــب برای یڪـدیگر بتپد…
هیچ فاصلـــ ــہ اے دور نیسـﭞ …
هیچ زمانے زیــــاد نیسـﭞ…
و هیچ عشـــ♥ـــق دیگرے نمے تواند
آن دو را از هم دور کند !
محڪـم تریـטּ برهاטּ عشــ♥ـــق…
اعتمــــــــــــــ♥ــــــــــــاد اسـﭞ…

دلم ، جز هوايت هوايي ندارد...
وقتے دو قلــ♥ــب برای یڪـدیگر بتپد…
هیچ فاصلـــ ــہ اے دور نیسـﭞ …
هیچ زمانے زیــــاد نیسـﭞ…
و هیچ عشـــ♥ـــق دیگرے نمے تواند
آن دو را از هم دور کند !
محڪـم تریـטּ برهاטּ عشــ♥ـــق…
اعتمــــــــــــــ♥ــــــــــــاد اسـﭞ…

با دو چشمان قشنگت هر شب سخنی خواهم گفت
سخن از این دل تنها وغریب که پر از خاطره هاست
وبه اندازه پیراهن پر وصله آن طفل گدا غم دارد
با خیالت هر شب میروم تا دهن تنگ افق
و جدا خواهم کرد تن خورشید خدا را از خاک
وصدا خواهم کرد مهربانیهایت را....
جاده هام از رفتن تو دلگیرند
کاش می شد برگردی روزام بی تو میمیرند
قلم که دست میگیرم
کلمات سراغتو میگیرند
بیا و جون بده به شعرام
که بی تو سرابه دنیام
مریم
حالم خوب است
خوبِ خوب !
آنقدر خوب که گلویم امشب مهمانی به راه انداخته !
بغضم بد هوس رقصیدن کرده است

پرنده اي
ميان چشمانت
خواب عاشق شدن ميديد
پلك زدي براي هميشه پريد

ميگويند چرا تنهايي؟؟
تنها !!!
وقتي روز را با ياد تو شب ميكنم
و شب را با عشق بازي با خيال تو ، صبح
معني تنهايي را در كدام لغت نامه بيابم؟!
فقط تنهايي تنهاست
من با خيال تو پر از عشقم
مريم
شده ام حكايت فصل ها
براي مرهم غنچه هاي زخمي دلم
دل به گرمي عشقي دادم
كه خش خش خرد شدنش زير پاي عابران
دلنوازترين سمفوني سال بود
و دوباره از پس احساس يخ زده ام
زخم هايم از نو شكوفه دادند
مريم
به طواف چشمانت آمده بودم
چه بي رحمانه در مناي دلت
قرباني شدم
مريم

دلم
عقيم شده
از زايش هيچ احساسي
خبري نيست
مريم

غفلت كرده اي مادر
پشت اين قلب عاشق
فرزندت آرام آرام جان مي سپارد
و تو
فراموش كردن را به او نياموخته بودي...