بنگر وسعت دلتنگی هایم را
آنقدر دلتنگم
که حتی
ابلیس
بر وسعت این دلتنگی
سجده میکند....!!!
دلم ، جز هوايت هوايي ندارد...
آنقدر دلتنگم
که حتی
ابلیس
بر وسعت این دلتنگی
سجده میکند....!!!
تو چشمای پر از اشکم
به دنبال چی میگردی؟
منو بازیچه دست هوس های خودت کردی
میگفتی مال هم میشیم
یه روزی تاابد اماتو
ازاینجاداری میری
بدون من خودت تنها
همش تقصیر قلبم بود
که از دنیا تورو میخواست
داری میری برای من
همینجا آخر دنیاس
تموم آرزوهای منو کشتی با بی رحمی
تو از عاشق شدن حتی یه خط شعرم نمیفهمی
خیانت کردی بی احساس
یکی رو تو دلت داشتی
که عمری عشقمو پای یه حس ساده میذاشتی
همش تقصیر قلبم بود
که از دنیا تورو میخواست
داری میری برای من
همینجا آخر دنیاس

i هر دو سیگاری شدیم...
من بهمن میکشم
قلبم تیر
نه که زانو زده باشم ...نه !!!
فقط بی کسی کمی سنگین است ....
همین!!!

آرزو هایم هوایی شده اند مدام بر باد می روند

دراز میکشم به سقف خیره میشوم
اشک هایم میچکند و
می روند به جایی که
تو همیشه می بوسیدی
دل به دلم که ندادی
پا به پایم که نیامدی
دست در دستم که نگذاشتی
سر به سرم دیگر نگذار
قولش را به بیابان داده ام

وقتے دو قلــ♥ــب برای یڪـدیگر بتپد…
هیچ فاصلـــ ــہ اے دور نیسـﭞ …
هیچ زمانے زیــــاد نیسـﭞ…
و هیچ عشـــ♥ـــق دیگرے نمے تواند
آن دو را از هم دور کند !
محڪـم تریـטּ برهاטּ عشــ♥ـــق…
اعتمــــــــــــــ♥ــــــــــــاد اسـﭞ…

با دو چشمان قشنگت هر شب سخنی خواهم گفت
سخن از این دل تنها وغریب که پر از خاطره هاست
وبه اندازه پیراهن پر وصله آن طفل گدا غم دارد
با خیالت هر شب میروم تا دهن تنگ افق
و جدا خواهم کرد تن خورشید خدا را از خاک
وصدا خواهم کرد مهربانیهایت را....
جاده هام از رفتن تو دلگیرند
کاش می شد برگردی روزام بی تو میمیرند
قلم که دست میگیرم
کلمات سراغتو میگیرند
بیا و جون بده به شعرام
که بی تو سرابه دنیام
مریم
حالم خوب است
خوبِ خوب !
آنقدر خوب که گلویم امشب مهمانی به راه انداخته !
بغضم بد هوس رقصیدن کرده است
